محمد مهدى ملايرى
407
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كارى كرد و براى باز كردن اين گره راهى جست . ولى چه راهى ؟ آيا بايد مردم را از آموختن زبان خارجى بازداشت ، و آنان را از تحصيل علم جز آنچه در زبان عربى موجود است منع كرد ؟ اين چيزى است كه تاكنون هيچيك از نويسندگانى كه از خصوصيات تمدّن عصر حاضر اطلاع دارند آن را پيشنهاد نكردهاند ، چون اين كار نه تنها عملى نيست بلكه محال است ؛ زيرا همين زبانهاى خارجى حامل علم و فرهنگ و تمدن اين عصر هستند ، و ملتهايى هم كه مىخواهند عقبماندگى خود را جبران كنند ناچارند كه نخست زنگ جهل خود را از خود بزدايند ؛ به اين جهت گذشته از قدرتهايى كه آن زبانها را تأييد مىكنند ، خود اين ملتها هم با آغوش باز آنها را مىپذيرند و در نتيجهء همين استقبال پيشرفت آنها در اين ملتها به اندازهاى وسيع و تحولاتى كه در اثر آن در فكر و روح مردم پيدا مىشود به قدرى سريع است كه تاكنون بىسابقه بوده است . بيست سال پيش افكار و نظريات دكتر طه حسين جزء افكار افراطى و انقلابى شمرده مىشد ، ولى پس از بيست سال خود او را هم با همان عقايد و افكار سرزنش مىكنند كه با مقتضيات زمان پيش نرفته است ؛ و چون دورانديشان جلوگيرى از پيشرفت زبانهاى خارجى و فرهنگ آنها را ممكن نمىدانند و به صلاح خود نمىشمارند ، اگر سعى و كوششى مىكنند در راه رفع مشكلات زبان خودشان و براى آسان ساختن آن است ، تا بتوانند آن را در مقابل حريفان نيرومند مجهّز و توانا سازند ، و توسعه و پيشرفت آن را سريعتر نمايند . از جملهء اين كوششها همين دو رساله و كتابى است كه در اين سال منتشر شده و ما در آغاز اين مقال به آن اشاره كرديم . ايندو رساله و كتاب با وجود آنكه هردو به يك منظور ، يكى براى اصلاح خط و ديگرى براى اصلاح قواعد زبان عربى تأليف شده ، و از اين لحاظ باهم در يك جهت سير مىكنند ، ولى از لحاظ روش كار و كيفيت اصلاحى كه پيشنهاد مىكنند در دو قطب مخالف قرار دارند . هرچه مؤلف رساله كوشيده است كه پيشنهاداتش معتدل و ملايم باشد تا تغيير زيادى در وضع فعلى خط